Monday, February 11, 2002

مشخصات:
نام: خورشيد خانوم
تولد: آبان 56
محل تولد:‌تهران
محل سكونت: شهرك اكباتان، پشت درختای سرو، نزديك درختاي بيد مجنون كودكيم
تحصيلات: دانشجوی �وق ليسانس ادبيات انگليسی، در حال حاظر مشغول زايمان در زير تزم هستم.
شغل: معلم زبان انگليسی �‌، مترجم

ت�ريحات:
ت�ريحات سالم: ‌نوشتن، خواندن (كتاب، روزنامه هاي �ايران� و � نوروز�، مجله های ��يلم� و �دنيای كامپيوتر و ارتباطات� (كه البته از اين يكی چيز زيادی حاليم نمی شه))، �يلم ديدن، گوش دادن به موسيقی، شنا، اسكی، ول گشتن در اينترنت، وراجی پای تل�ن، بيرون ر�تن با دوستام
ت�ريحات غير سالم: سيگار كشيدن، غيبت كردن، �ضولی

تو اين وبلاگ چه خبره؟
اين ويلاگ شامل يادداشتهای من درباره تنهايی هام، دنيای ديوانه ديوانم، اين شهر شلوغ، و هر چيز جالب يا مزخر� ديگه ای كه دلم بخواد است. من هيچ تضمينی نمي دم كه با خوندن وبلاگ من وقتتون تل� نشه.

قصه خورشيد خانوم:
قصه خورشيد خانوم قصه دخترك تنهاييه كه دلش مي خواد تنهايی هاشو با نوشته هاش قسمت كنه. قصه خورشيد خانوم قصه دختركيه كه دلش می خواست يه روزی نويسنده بشه، بنويسه، بنويسه، بنويسه. اما، قصه خورشيد خانوم قصه دختركيه كه هيچ وقت نتوسته حتی يه دونه داستان كوچولو برای خواهر زادش بنويسه.

چرا وبلاگ مي نويسم؟
وبلاگ رو براي اين دوست دارم كه مي تونم عقده نوشتنم رو توش خالي كنم. من استعداد داستان نوشتن ندارم و اين بيشتر به خاطر اينه كه هيچ وقت نمي تونم موضوعي براي داستانهام پيدا كنم. اما اينجا نگران موضوع براي قصه هام نيستم. اينجا،‌زندگي من قصه منه و من مي تونم از قصه گويي لذت ببرم.

توضيح در مورد ليست وبلاگهاي مورد علاقه ام:
الان يه چيزي حدود 300 تا وبلاگ داريم و به نظر من اكثر وبلاگها حر�هاي قشنگي براي گ�تن دارن. اما بايد قبول كنيم كه خوندن تمام وبلاگها كار بسيار وقت گير و مشكلي هست. براي حل اين مشكل مجبور به انتخاب شدم. ملاك انتخاب بيشتر عادتي بوده كه به خوندن اكثر اين وبلاگها از اول داشتم و دوسشون داشتم. چند وبلاگ جديدتر هم هست كه به علت مطالب خاصي از اونها خوشم اومده و به خوندنشون عادت كردم.اين ليست مسلما تغيير خواهد كرد. من واقعا متاس�م كه نمي رسم همه وبلاگها رو بخونم. اما اگه كسي لط� كنه و گزيده اي از وبلاگها رو هر ه�ته جايي جمع كنه بسيار استقبال مي كنم.